مرتضى مطهري
410
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
تاريخ منطبق است و در واقع اين دو نوع برداشت از انتظار فرج ناشى از دو نوع برداشت از تكامل تاريخ است كه طبق يك برداشت تكامل تاريخ ، هدفدار است و طبق برداشت ديگر بىهدف و جبرى است فلسفهء تاريخ از ديد ديالكتيك : مىدانيم كه برخى تاريخ را صرفاً از ديد انقلاب اضداد به يكديگر توجيه مىكنند و [ مىگويند ] ظهور يك ضد بدون آنكه ضد قبلى به مرحلهء كمال خود - كه مستلزم نابودى اوست - برسد صورت نمىگيرد و حداكثر تأثير انسان در تسريع مرحلهء بعدى ( 1 ) فعاليت در تشديد مرحلهء قبلى است تكامل جبرى ، نه هدفدار : زيرا راهى جز عبور از مرحلهء قبلى در همهء مراتب نيست و هرچه تشديد شود ، مرحلهء بعد را كه لزوماً به صورت انقلاب و انفجار بايد صورت گيرد تسريع مىكند زيان اصلاح تدريجى در مكتب ديالكتيك : پس راه وصول به مرحلهء بعدى كه كمال است تشديد مرحلهء قبلى است و همان تشديد مرحلهء قبلى است كه مبارزهء دو جناح قديم و جديد را شديدتر مىكند و انقلاب را زودتر به ثمر مىرساند ، آنچنان كه براى انفجار يك ديگ بايد حرارت را بيشتر كرد و منافذ را بيشتر بست ، يك روزنه مانع انفجار مىشود . اين همان تز ماركسيسم است در مراحل تاريخ ، خصوصاً آنچه در انقلاب كاپيتاليسم به سوسياليسم مىگويند . لهذا هرگونه اصلاح تدريجى را خيانت مىدانند مثال دمل : و نظير اين است يك
--> ( 1 ) ممكن است گفته شود كه بنا بر اين فلسفه نيز هماهنگى با ضدى كه در حال رشد است به نحوى مىتواند در تسريع امر تبدل كمك نمايد ولى بنا بر نظريهء جبر تاريخ و اينكه رشد نيروى جديد مولود فساد نيروى كهنه است ، يعنى نيروى جديد قادر به كهنه كردن نيروى قديم نيست ، حداكثر اين است كه جبراً مبارزه مىكند و اين مبارزه به سود نيروى جديد پايان مىيابد . ظاهراً تأثير هماهنگى با نيروى در حال رشد در تسريع تبدل محل ترديد است . ممكن است گفته شود درست است كه يگانه راه وصول به مرحلهء بعدى عبور از مرحلهء قبلى است و براى عبور از مرحلهء قبلى تشديد آن لازم است ولى تشديد از آن جهت منجر به انقلاب و انفجار مىشود كه تضاد را شديدتر مىكند ، پس نيروى در حال رشد نيز در اثر مبارزه تأثير عظيم در انفجار دارد . ولى جواب اين است كه تشديد فعاليت نيروى در حال رشد طبق اين نظريه معلول تشديد فعاليت نيروى در حال زوال و لااقل معلول افزايش تضاد و شكاف است . پس يگانه راه حتى براى تحريك نيروى در حال رشد ، تشديد تضاد و افزايش شكاف است